❀◕ ‿ ◕❀ خـــــــــــــــــــــدا ❀◕ ‿ ◕❀

نایت اسکین

سلام به همه ی دوستای عزیزم...

این که می بینین وب منه!

این بنرشه که به دلیل مشکلاتی نتونستم تو قسمت کد ها بذارمش اینجا گذاشتم!

Mounting created Bloggif

دسته گل دوست گرامه بندس!

کدشو تو نظرات گذاشتم...

اگه خواستین بگین براتون بنر بسازه...

اینم آدرس وبش:


banner93.blogfa.com

 

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مرداد 1393ساعت 0:11 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |

نوشته شده در شنبه یازدهم مرداد 1393ساعت 20:24 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |

 
شعاع مهربانیت را
 
روز به روز زیادتر کن
 
آنقدر که روزی بتوانی
 
همه را در آن جای دهی
 
آن وقت تا خدا فاصله ای نیست...
نوشته شده در چهارشنبه هشتم مرداد 1393ساعت 23:55 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |

وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی،
 
 
یادت باشه که...
 
روزی بهت نفس هدیه می کردن ...
نوشته شده در چهارشنبه هشتم مرداد 1393ساعت 23:47 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |

 

خداوندا...

 

 

زیباترین لحظه ها را نصیب مادرم کن ،

 

 

که زیباترین لحظه هایش را به خاطر من از دست داده است ...

نوشته شده در چهارشنبه هشتم مرداد 1393ساعت 23:40 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |

 

 

ثانیه های انتظار

 

پشت چراغ قرمز را تاب بیاور ….

 

شاید که دارند آرزوی کودکی دست فروش را برای

 

یک دقیقه کاسبی بیشتر برآورده می کنند!

نوشته شده در جمعه سوم مرداد 1393ساعت 23:36 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |

1824307-6d4f2c32d3c45f7d75fb47b0719e789a

نوشته شده در چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 5:18 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |

خدایا !

نمی دانم با همه اینقدر مهربانی یا فقط با من ؟

ولی می دانم فقط تو با من اینقدر مهربانی …

نوشته شده در دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت 2:40 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |

 

 

و تنها خدا است

که از نشان دادن خورشیدش هر روز صبح به آن ها که اهل دیدن هم نیستند ،

هرگز خسته نمی شود !!!

نوشته شده در دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت 2:36 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |



این همه غربت تلخ

این همه تنهایی

این همه دلتنگی

این همه فاصله تا رویاها

این همه غم ز کجاست ؟؟؟

من امیدم به خداست …

من امیدم به همین ذره نور اینجاست

من امیدم به همین خلوت سرد

به همین یاد نگاه

به همین دغدغه ها

به همین رویاهاست

من امیدم به خداست

نوشته شده در دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت 2:32 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |

 

به کجا می نگری ؟

زندگی ثانیه ایست …

وسعت ثانیه را می فهمی … ؟

هیچکس تنها نیست ! ما خدا را داریم …

نوشته شده در دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت 2:22 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |

رفقایی که  ساپورت می پوشند ، 

آن زمان که هم سن و سال من و تو بودند. جوان بودند و زیبا…غواصی می پوشیدند 

البته فرقش این است که آن زمان قیمتش گران بود… اصلا گیر نمی آمد 

می گفتند اگر خواستید تیر بخورید. سرتان را جلو بگیرید نکند لباس پاره شود ها! 

جنازه های رشید و بیجانشان را از داخل لباس در می آوردند 

و جوان دیگری را ساپورت پوش می کردند.

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم تیر 1393ساعت 0:1 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 23:53 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |

 
مهدی جان!
 
 
 
موکول می کنم سخنم را به روز بعد ...
 
 
امروز حال مادرتان رو به راه نیست ...
 
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 23:46 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 23:39 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 23:37 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |

 
 
زخم که میخوری،
 
مزه مزه اش کن...
 
حتما مزه ی نمکش آشناست...
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 23:33 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |

 
آرزویت را براورده میکند،
 
آن خدایی که،
 
آسمانی را برای لبخند گلی می گریاند....
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 23:30 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |

من شکوفایی گلهای امیدم را
 
در رویاها میبینم،
 
 
و ندایی که به من می گوید :
 
" گرچه شب تاریک است دل قوی دار سحر نزدیک است. "
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 23:14 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |

 

 

زندگی باور میخواهد

             آن هم از جنس امید...

                      که اگر سختی راه،

به تو یک سیلی زد...

             یک امید از ته قلب به تو گوید...

                       که خدا هست هنوز...!

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 23:0 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 22:43 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |

 

خدا گوید:تو ای زیباتر از خورشید زیبایم،

تو ای والاترین مهمان دنیایم،

بدان آغوش من باز است...

شروع کن...

یک قدم با تو،

تمام گام های مانده اش با من...

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 22:37 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 22:27 توسط ❀ ✿ دوست مهربون خدا ✿ ❀| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت